دلایل توصیه نشدن تیرآهن INP در برخی نقشه ها
در طراحی سازههای فولادی، انتخاب نوع مقطع تیر تاثیر مستقیم بر عملکرد، ایمنی و دوام سازه دارد. تیرآهن INP با وجود سابقه استفاده طولانی، در برخی نقشهها مورد تایید مهندسان طراح، ناظران یا شهرداریها قرار نمیگیرد.
اما چرا این مقطع در بعضی پروژهها رد میشود؟ آیا دلایل فنی دارد یا پای دغدغههای اجرایی و آییننامهای در میان است؟
«اگر قصد خرید تیرآهن دارید، اولین قدم آگاهی از قیمت روز تیرآهن است. ما در آهن اینجا قیمتها را بهصورت لحظهای، معتبر و شفاف در اختیار شما قرار دادهایم، بنابراین پیشنهاد میکنیم سری به صفحه قیمت تیرآهن بزنید.»
در این مقاله به بررسی دلایل توصیه نشدن تیرآهن INP در برخی نقشه ها می پردازیم و جنبه های فنی، اجرایی و مقرراتی آن را بررسی می کنیم، پس در ادامه با اهن اینجا همراه باشید.
دلایل توصیه نشدن تیرآهن INP در برخی نقشه ها
تیرآهن INP شاید در ظاهر مناسب به نظر برسد، اما در بسیاری از نقشهها به دلایل فنی، اجرایی و آییننامهای کنار گذاشته میشود. ضعف در پیچش، خیز بالا در دهانههای متوسط، و سختی در اتصال باعث شده مهندسان در برخی پروژهها استفاده از این مقطع را توصیه نکنند. در ادامه با جزئیات این دلایل آشنا میشوید:
دلایل فنی توصیه نشدن تیرآهن INP در برخی نقشه ها
در طراحی سازههای فلزی، کوچکترین انتخاب اشتباه در نوع مقطع میتواند تبعاتی جدی در اجرا، ایمنی یا بهرهبرداری ایجاد کند. تیرآهن INP با وجود کاربردهای خاص خود، در بسیاری از پروژههای مهندسی، گزینه مناسبی برای طراحی و اجرا نیست. در ادامه مهمترین دلایل فنی این مسئله را بررسی می کنیم:
- ضخامت کم بالها و کاهش مقاومت خمشی و پیچشی
ساختار تیرآهن INP بهگونهای است که ضخامت بالها در امتداد عرض تیر کاهش پیدا میکند. این موضوع باعث میشود مقطع نتواند در برابر نیروهای خمشی یا پیچشی عملکرد پایداری داشته باشد. در پروژههایی با دهانههای میانی تا بلند، این ویژگی میتواند منجر به ایجاد خیز زیاد، کمانش جانبی، یا تمرکز تنش در نقاط حساس شود. - پایداری کمتر در برابر پیچش جانبی نسبت به مقاطع IPE و IPB
بالهای نازکتر و کشیدهتر INP باعث میشود که در برابر نیروهای پیچشی عرضی، پایداری کمتری از خود نشان دهد. در پروژههایی که بارگذاری نامتعادل یا عدم مهاربندی جانبی تیر وجود دارد، این ضعف بهشدت عملکرد سازه را تحت تاثیر قرار میدهد و احتمال تغییر شکل پیچشی یا چرخش ناخواسته تیر افزایش مییابد. - شکل پذیری ضعیف در برابر بارهای زلزله یا رفت و برگشتی
طراحی لرزهای بر اساس جذب انرژی توسط تغییر شکل پلاستیک است. مقاطعی که شکل پذیری خوبی ندارند، در زلزله عملکرد ضعیفی از خود نشان میدهند. تیرآهن INP بهدلیل نازک بودن ناحیه اتصال و تمرکز تنش در گوشهها، توانایی کافی برای جذب انرژی زلزله ندارد و رفتار ترد یا شکنندهتری نسبت به IPE دارد. - سطح ناکافی برای جوشکاری مطمئن در ناحیه اتصال
در اتصالات تیر به ستون یا صفحات زیرستون، سطح بال تیر محل اصلی اجرای جوش است. در تیرآهن INP بهدلیل باریک بودن این ناحیه، اجرای جوش کامل و نفوذی سختتر است. در نتیجه، اتصال نهایی ممکن است مقاومت کافی نداشته باشد یا در برابر خستگی، دچار ترک شود. این موضوع در سازههایی با بارهای متناوب بسیار حیاتی است. - عدم تطابق با دیتیلهای آماده آیین نامهای و اجرایی
اکثر دیتیلها، جداول طراحی و استانداردهای اجرایی موجود، بر پایه مقاطع IPE و IPB طراحی شدهاند. در بسیاری از پروژهها، طراحان یا ناظران بهدلیل نبود اطلاعات کافی از INP، اجازه استفاده از آن را نمیدهند یا نیاز به طراحی خاص و پرهزینه پیدا میشود. همین عامل باعث کاهش استقبال طراحان از INP شده است. - رفتار ضعیف در برابر بارهای متمرکز یا نقاط بحرانی
در بخشهایی از سازه که نیرو بهصورت متمرکز به تیر وارد میشود، مثل محل قرارگیری ستون ثانویه یا مهار، بال نازک تیرآهن INP توان پخش و توزیع تنش را بهخوبی ندارد. در نتیجه، این نواحی مستعد لهیدگی، تنش موضعی یا تغییر شکل دائم خواهند بود که ایمنی سازه را تهدید میکند. - افزایش پیچیدگی طراحی و احتمال خطای مهندسی
استفاده از INP در طراحی سازه نیازمند تحلیل دقیقتر، بررسی کاملتر خیز، کنترل پایداری پیچشی و طراحی ویژه برای اتصالات است. این فرآیند باعث افزایش زمان طراحی، احتمال خطا، نیاز به طراحی دستی یا سفارشیسازی دیتیلها میشود که در پروژههای تیراژ بالا یا زمانبر، اصلاً بهصرفه نیست.
در پروژههای ساختمانی و صنعتی، انتخاب نوع تیرآهن مناسب تأثیر چشمگیری بر استحکام، پایداری و ایمنی سازه دارد، سه نوع پرکاربرد تیرآهن در بازار ایران شامل تیرآهن IPE، تیرآهن INP و تیرآهن IPB (هاش) هستند که هر یک ویژگیها، استانداردها و کاربردهای خاص خود را دارند، در این مقاله به تفاوت این تیرآهن ها می پردازیم:
بیشتر بخوانیدمحدودیت های اجرایی تیرآهن INP در پروژه ها
درست است که طراحی یک سازه روی کاغذ انجام میشود، اما واقعیت پروژهها در کارگاه رقم میخورد. مقطعی که روی نقشه منطقی به نظر میرسد، ممکن است در اجرا با چالشهایی جدی روبرو شود. تیرآهن INP از آن دسته مقاطعی است که اگرچه از نظر وزنی یا قیمتی جذاب است، اما در اجرای واقعی، محدودیتهای قابل توجهی دارد که نمیتوان نادیده گرفت.
یکی از مهمترین محدودیتها، چالش در اجرای اتصالات است. بهدلیل نازک بودن بالهای تیر INP، اجرای جوش باکیفیت بین تیر و المانهای دیگر مثل پلیت، نبشی، یا حتی ستون، نیازمند دقت بالاتر و تجربه بیشتر است. کوچکترین خطای اجرایی در این اتصالات، میتواند مقاومت گرهها را کاهش دهد و کل سیستم سازهای را تحت تاثیر قرار دهد.

کنترل خیز تیر یکی دیگر از دغدغههای اجرایی است. در پروژههایی که از سقفهای سبک مثل کامپوزیت یا عرشه فولادی استفاده میشود، تیرآهن INP در دهانههای حتی متوسط هم ممکن است خیز قابل توجهی ایجاد کند. این موضوع باعث ناترازی سقف، ترک در دیوارهای غیر باربر، و حتی اختلال در نصب تاسیسات سقفی میشود.
همچنین تنظیمات نصب و همراستایی تیرها با INP بهمراتب دشوارتر از IPE است. بال نازک و لبهدار این تیرها هنگام نصب روی نشیمنگاهها نیاز به شابلونگذاری دقیق دارد. هرگونه انحراف یا لقی در محل قرارگیری، منجر به ناپایداری موضعی میشود که در پروژههای تیراژ بالا، هزینه دوبارهکاری را بالا میبرد.
در پروژههایی که نیاز به وصله تیرها در وسط دهانه دارند، استفاده از تیرآهن INP اجرای وصله را بهمراتب پیچیدهتر میکند. چرا که جوشکاری در محل وصله با سطح مقطع کوچکتر، نیاز به طراحی تقویتی خاص، و کنترل دقیق دارد.
از طرف دیگر، در بسیاری از پروژههای صنعتی یا بلندمرتبه، سرعت اجرا اهمیت بالایی دارد. تیرآهن INP بهدلیل نیاز به دقت بالا در نصب، زمانبرتر از سایر مقاطع است و همین موضوع باعث کاهش راندمان تیم اجرایی میشود.
در نهایت، یکی از مهمترین مسائل، پذیرش در کارگاه توسط ناظر یا مسئول کنترل کیفیت است. بهدلیل نبود دیتیلهای آماده و تجربیات منفی قبلی، ناظران گاهی از تایید اجرای تیر INP خودداری میکنند یا خواستار انجام تستهای بیشتر میشوند که موجب تاخیر در پروژه میگردد.
این محدودیتها، مخصوصاً زمانی که پروژه در مراحل فشرده یا در مقیاس گسترده در حال اجراست، به چالشی واقعی تبدیل میشوند. انتخاب تیرآهن باید بر اساس سه اصل باشد: طراحی درست، تامین مطمئن، و قابلیت اجرای دقیق. هر مقطعی که این سه ضلع را بهخوبی پوشش ندهد، میتواند پروژه را دچار اختلال کند، حتی اگر در نگاه اول اقتصادیتر به نظر برسد.
تاثیر آییننامه و رویههای طراحی بر حذف INP
در طراحی سازههای فلزی، تصمیمگیری درباره انتخاب نوع تیرآهن صرفاً به ویژگیهای فنی یا اجرایی محدود نمیشود. در واقع، بخش مهمی از این تصمیم در گرو پوشش آییننامهای و پشتیبانی نرمافزاری از مقطع مورد نظر است. تیرآهن INP بهدلیل ضعف در همین بخش، در بسیاری از پروژهها از همان ابتدای طراحی کنار گذاشته میشود.
نخستین چالش، پوشش ناکافی تیرآهن INP در آییننامههای معتبر طراحی سازه است. در ایران، آییننامه اصلی مورد استفاده، مبحث دهم مقررات ملی ساختمان است که تمرکز اصلی آن روی مقاطع IPE و IPB است. بسیاری از جداول طراحی، ضرایب طول موثر، روابط محاسبه خیز و مقاومت خمشی، برای این دو نوع مقطع تدوین شدهاند و INP یا اصلاً در آنها لحاظ نشده یا اطلاعات آن ناقص است. همین موضوع باعث میشود طراحان برای حفظ انطباق با مقررات ملی، از INP صرفنظر کنند.
مسئله بعدی، نبود دیتیلهای استاندارد اجرایی برای تیرآهن INP است. مهندسان طراح معمولاً از دیتیلهای آماده و تاییدشده برای ترسیم جزئیات اجرایی استفاده میکنند. اما اغلب این دیتیلها (مانند اتصال تیر به ستون، نشیمن تیر، وصله خمشی و…) بر پایه IPE یا IPB طراحی شدهاند و جایگزینی آنها با INP نیاز به بازطراحی، محاسبه مجدد و تایید ناظر دارد. این فرآیند وقتگیر و پرریسک است، مخصوصاً در پروژههایی با حساسیت زمانی بالا یا سازههایی که مشمول کنترلهای شدیدتر هستند.
از سوی دیگر، نرمافزارهای پرکاربرد طراحی سازه مانند ETABS، SAP2000، SAFE یا Tekla Structures بهطور پیشفرض از مقاطع IPE و H (یا IPB) پشتیبانی میکنند. در این نرمافزارها، اطلاعات مقاطع INP یا وجود ندارد، یا بهصورت محدود و سفارشی باید وارد شود. این کار برای طراحانی که در بازه زمانی محدود مشغول طراحی چندین پروژه هستند، منطقی و عملی نیست. در نتیجه، تمایل آنها به استفاده از مقاطعی است که بهصورت کامل در کتابخانه نرمافزار تعریف شدهاند.
موضوع مهم دیگر، پذیرش توسط ناظر، دستگاه نظارت یا مرجع صدور مجوز مانند شهرداری، نظام مهندسی یا اداره کل راه و شهرسازی است. در بسیاری از موارد، ناظر پروژه تنها زمانی مقطعی را تایید میکند که بهطور مستقیم در آییننامه یا دیتیلهای رسمی آمده باشد. استفاده از INP، بهخصوص در سازههای بلندمرتبه، خاص یا مشمول کنترل ویژه، نیاز به توضیح، ارائه مستندات و گاهی بازنگری در نقشهها دارد. این فرآیند میتواند روند صدور تایید نقشه را به تاخیر بیندازد یا حتی پروژه را وارد فرآیند اصلاحات طولانی کند.
در نهایت، باید توجه داشت که بسیاری از دفاتر طراحی حرفهای برای استانداردسازی فرآیند طراحی و مستندسازی پروژهها، از الگوهای مشخص و تثبیتشده استفاده میکنند. در این رویههای طراحی، تیرآهن INP بهدلیل نبود هماهنگی با استانداردهای رایج، بهعنوان مقطع پیشفرض حذف شده و جای خود را به IPE یا IPB داده است.
بنابراین، حتی در شرایطی که استفاده از INP از نظر اجرایی یا تامین مشکلی نداشته باشد، عدم همراهی آییننامه، نبود دیتیل اجرایی آماده، و سختی در مدلسازی و کنترل طراحی باعث میشود که بسیاری از طراحان آن را کنار بگذارند و سراغ مقاطعی بروند که با جریان اصلی طراحی همخوانی بیشتری دارند.
در صنعت ساختمانسازی، انتخاب نوع مناسب تیرآهن نقش بسیار مهمی در ایمنی، دوام و هزینه نهایی پروژه دارد، یکی از مقاطع پرکاربرد در این حوزه، تیرآهن INP است که در بسیاری از پروژههای صنعتی، ساختمانی و نیمهسنگین مورد استفاده قرار میگیرد، در این مقاله به تیرآهن INP،ویژگی ها، کاربردها و مشخصات فنی مهم آن می پردازیم:
بیشتر بخوانیدمقاطع جایگزین تیرآهن INP در طراحی
در بسیاری از نقشههای سازهای که تیرآهن INP توصیه نمیشود، مهندسان به سراغ مقاطعی میروند که هم از نظر پایداری سازهای و فنی مناسب باشند، هم اجرای سادهتری داشته باشند و هم از نظر آییننامهای و نرمافزاری بهراحتی پشتیبانی شوند. در جدول زیر مهمترین گزینههای جایگزین معرفی شدهاند:
| نوع مقطع جایگزین | ویژگیهای فنی و اجرایی | موارد کاربرد رایج |
|---|---|---|
| تیرآهن IPE | – مقطع متقارن و بال یکنواخت – پایداری بهتر در برابر پیچش – دیتیلهای اجرایی آماده در آییننامهها و نرمافزارها – اجرای سادهتر اتصالات | پروژههای ساختمانی معمول، دهانههای متوسط، سقفهای سبک یا نیمهسنگین |
| تیرآهن IPB (بال پهن) | – مقاومت بالا در برابر خمش و پیچش – مناسب برای بارگذاریهای سنگین – امکان اجرای راحت وصله و تقویت – سطح تماس بهتر برای جوشکاری | سولههای صنعتی، اسکلت فلزی سنگین، ستونهای باربر، پروژههای بلندمرتبه |
| تیرهای دوبل IPE یا INP | – افزایش ظرفیت باربری با حفظ ارتفاع تیر – قابل استفاده در دهانههای بلند – امکان تنظیم ظرفیت خمشی بر اساس نیاز پروژه | سالنهای ورزشی، دهانههای وسیع، تیرهای اصلی سقف، سازههای خاص معماری |
| باکس فلزی یا تیر ورق سفارشی | – امکان طراحی دقیق بر اساس نیاز پروژه – شکلپذیری بالا – ظرفیت خمشی و پیچشی بسیار زیاد – اجرای خاص با جوشکاری کامل نفوذی | پلها، پروژههای خاص صنعتی، مقاطع با بارگذاری غیرمعمول، سازههای مهندسی ویژه |
در چه پروژه هایی تیرآهن INP توصیه نمی شود؟
هر مقطع فولادی، مناسب همه شرایط نیست. تیرآهن INP با وجود مزایایی مثل وزن کمتر و قیمت پایینتر، در برخی پروژهها نه تنها پیشنهاد نمیشود، بلکه ممکن است منبع مشکلات اجرایی یا ضعف عملکرد سازهای باشد. شناخت دقیق شرایطی که استفاده از INP در آنها مناسب نیست، به مهندسان کمک میکند تا تصمیمی آگاهانه و فنی بگیرند و از بروز خطاهای پرهزینه در مراحل بعدی جلوگیری شود.

در ادامه به پروژههایی اشاره میکنیم که بهدلایل فنی، آییننامهای یا اجرایی، استفاده از تیرآهن INP در آنها توصیه نمیشود:
- پروژه هایی با دهانههای متوسط تا بلند
در دهانههای بیش از ۴ متر، خیز تیرآهن INP معمولاً بیشتر از حد مجاز آییننامهای است. نازکی بال و مقطع ضعیفتر آن باعث میشود تیر تحت بارگذاری یکنواخت یا متمرکز، دچار تغییر شکل محسوس شود. در سازههایی که دقت تراز سقف اهمیت دارد، این خیز غیرمجاز میتواند مشکلات اجرایی و ظاهری جدی ایجاد کند. - پروژه هایی که در مناطق با خطر زلزله متوسط تا زیاد قرار دارند
در سازههایی که تحت بارهای رفت و برگشتی ناشی از زلزله قرار میگیرند، شکلپذیری مقطع و قابلیت جذب انرژی اهمیت بسیار زیادی دارد. تیرآهن INP بهدلیل ضعف در ناحیه اتصال، رفتار شکنندهتری از خود نشان میدهد و در صورت ایجاد مفصل پلاستیک، کنترل آن دشوار است. - سازه هایی با نیاز به اتصالات پیچیده یا چندجهته
در پروژههایی که تیرها باید بهصورت چندجهته به یک ستون یا مهاربند متصل شوند، اتصال تیرآهن INP بهدلیل نازکی بال، نیاز به جوشکاری خاص یا ورق تقویتی دارد. این موضوع هم زمانبر است، هم هزینه اجرا را افزایش میدهد، و هم احتمال خطا در اتصال را بالا میبرد. - سقف هایی که بارگذاری متغیر یا دینامیکی دارند
در سازههایی مثل پارکینگها یا سالنهای ورزشی، نوع بارگذاری بهشکل متغیر، لحظهای یا ضربهای است. تیرآهن INP در این شرایط عملکرد ضعیفتری دارد، بهویژه اگر بارگذاری خارج از مرکز باشد یا مهاربند جانبی نداشته باشیم. - پروژه هایی که تحت نظارت دقیق شهرداری یا نهادهای رسمی هستند
در بسیاری از پروژهها، ناظر پروژه یا دستگاههای کنترل طراحی، تنها مقاطع مورد تایید آییننامه و دیتیلهای استاندارد را میپذیرند. از آنجا که INP پوشش کامل در دیتیلهای مقررات ملی ندارد، ممکن است در مرحله تایید نقشه یا اجرای سازه رد شود. - پروژه هایی با سرعت اجرای بالا یا محدودیت زمانی جدی
در شرایطی که پروژه باید با سرعت بالا و در بازه زمانی مشخصی به اتمام برسد، هرگونه پیچیدگی در نصب یا جوشکاری میتواند برنامه زمانبندی را مختل کند. تیرآهن INP بهدلیل نیاز به کنترل بیشتر در نصب، گزینه مناسبی برای اینگونه پروژهها نیست. - سازه هایی با نیاز به زیبایی ظاهری و همراستایی دقیق در اجرا
در پروژههای معماری خاص یا اسکلتهای نمایان، تیرهای اصلی باید از نظر فرم، خیز، یکنواختی اجرا و اتصالهای تمیز کاملاً بینقص باشند. تیرآهن INP بهدلیل خیز بالاتر و احتمال انحراف یا جوشکاریهای ناهمسان، در این پروژهها انتخاب خوبی نیست.
تیرآهن INP یکی از پرکاربردترین مقاطع فولادی در پروژه های خاص است که با داشتن بال های شیب دار و طراحی مطابق استانداردهای اروپایی، مزایا و محدودیت های خاص خود را دارد، این مقطع ممکن است در یک پروژه بهترین انتخاب باشد و در پروژه ای دیگر کاملاً اشتباه، در این مقاله، به بررسی و پاسخ به سوال خرید تیرآهن INP برای چه پروژه هایی منطقی تر است؟ می پردازیم:
بیشتر بخوانیدآیا تیرآهن INP از نظر اقتصادی به صرفه است؟
در نگاه اول، تیرآهن INP بهدلیل وزن کمتر و قیمت پایینتر نسبت به مقاطعی مثل IPE یا IPB، انتخابی اقتصادی بهنظر میرسد. این تصور در بسیاری از پروژهها باعث میشود کارفرما یا تیم تامین، این مقطع را پیشنهاد دهند؛ اما وقتی پروژه وارد فاز طراحی دقیق و اجرا میشود، واقعیت اقتصادی ماجرا شکل دیگری به خود میگیرد.
اولین نکتهای که باید در نظر گرفته شود، اثر کیفیت فنی مقطع بر هزینههای جانبی پروژه است. اگرچه قیمت واحد تیرآهن INP پایینتر است، اما برای جبران ضعف خمشی یا پیچشی آن، اغلب نیاز به تقویت با ورق، اجرای دوبل، یا افزایش تعداد تیرها وجود دارد. این اقدامات مستقیماً هزینه اجرا، مصالح مکمل، نیروی انسانی و زمان نصب را افزایش میدهد.
از سوی دیگر، هزینه دوبارهکاری ناشی از خیز تیر، افت کیفیت اتصال یا ناهماهنگی با نقشههای تایید شده، میتواند بودجه پروژه را دچار اختلال کند. در پروژههایی که نیاز به اصلاح نقشه یا تغییر مقطع پس از تایید اولیه دارند، صرفهجویی اولیه در خرید تیرآهن INP بهسرعت با هزینههای اصلاحات جبران و حتی بیشتر از آن میشود.

نکته مهم دیگر، اثر تأخیر در اجرا بر هزینه نهایی پروژه است. اجرای تیرآهن INP معمولاً نیاز به دقت بیشتر در تراز کردن، کنترل خیز، وصلهها و جوشکاری دارد. این موضوع باعث افزایش مدت زمان عملیات و کاهش راندمان اجرایی میشود. در پروژههایی که زمانبندی فشرده دارند، حتی چند روز تأخیر میتواند منجر به جریمههای مالی یا هزینههای فرصت شود.
در نهایت، باید به ریسکهای کیفیتی و بلندمدت سازهای اشاره کرد. استفاده از مقطعی که رفتار مناسبی در برابر زلزله، بارهای متناوب یا خمشهای سنگین ندارد، ممکن است در آینده هزینههای پنهانتری مثل تعمیرات، مقاومسازی یا کاهش عمر مفید سازه را بهدنبال داشته باشد.
بهطور خلاصه، تیرآهن INP تنها زمانی از نظر اقتصادی بهصرفه است که با شرایط پروژه، نوع طراحی، کیفیت اجرا و تاییدات فنی کاملاً همخوانی داشته باشد. در غیر این صورت، صرفهجویی اولیه ممکن است منجر به هزینههای چندبرابری در مراحل بعدی شود.
جمع بندی
دلایل توصیه نشدن تیرآهن INP در برخی نقشه ها را نمیتوان تنها به یک عامل محدود کرد. این مقطع بهدلیل ضخامت پایین، ضعف پیچشی، مشکلات اجرایی، نبود پشتیبانی آییننامهای و تایید ناظران، در پروژههای حساس و مهم کنار گذاشته میشود. هرچند در پروژههای سبک، ساده یا موقت، همچنان کارایی خود را دارد.
برای داشتن خریدی آگاهانه و انتخاب مقطع فولادی متناسب با نیاز پروژه، بهرهمندی از مشاوره تخصصی امری ضروری است، کارشناسان مجرب و حرفهای ما در آهن اینجا با تسلط کامل بر بازار آهن و شناخت دقیق نیازهای فنی، آمادهاند تا مشاورهای سودمند و کاربردی به شما ارائه دهند. این مشاوره به شما کمک میکند تا با اطمینان بیشتر، انتخابی دقیقتر و اقتصادیتر داشته باشید.
-
1. آیا تیرآهن INP هنوز هم در پروژهها استفاده میشود؟
بله، در پروژههای سبک، سازههای موقت یا شرایط خاص همچنان استفاده میشود، اما در موارد پیچیدهتر، گزینههای دیگر اولویت دارند. -
2. چرا مهندسان از تیرآهن IPE بیشتر استفاده میکنند؟
به دلیل دیتیلهای طراحی گستردهتر، تطابق با نرمافزارها، و پایداری بیشتر در برابر خمش و پیچش. -
3. آیا تیرآهن INP برای دهانههای بلند مناسب است؟
خیر، به دلیل ضعف در کنترل خیز و مقاومت پیچشی، در دهانههای بلند توصیه نمیشود. -
4. کدام نوع تیرآهن برای سقف بهتر است؟
بسته به نوع سقف، تیرآهن IPE یا حتی IPB در اولویت قرار دارند چون کنترل خیز و اجرای دقیقتری دارند. -
5. آیا استفاده از تیرآهن INP باعث کاهش هزینه پروژه میشود؟
در ظاهر بله، اما با در نظر گرفتن هزینههای اجرایی، اصلاحات احتمالی و مشکلات فنی، ممکن است در مجموع بهصرفه نباشد.